پنجشنبه نوشت

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

روزهای پنجشنبه ای رو که میرم سر کار دوست دارم.

مدیر کارخونه نیست.

مشاور عالی نیست.

مسئول فنی نیست.

خودم هستم و خودم و کارگرهای خط تولید و انبار که همگی حرف گوش کن میشن و خوش اخلاق. چون از صبح بیشتر وقتم توی سالن تولید میگذره اون هم در حال صحبت و چاق سلامتی با کارگرها. 

روزهای دیگه اونقدر سرم شلوغه و اونقدر از دفتر تهران تماس میگیرند و کار رو سرم میریزند که حسابی بداخلاق میشم. کارگرها هم میفهمند و سعی میکنند دم پر من نیان. پنجشنبه ها ولی فرصت برای کار، صحبت، مطالعه و تحقیق هست و من وقت میکنم کمی به اطلاعات خودم اضافه کنم.

پنجشنبه ها رو دوست دارم.

کتابی رو از توی اینترنت پیدا کردم و عکسش رو فرستادم برا همکلاسی. یک ساعت بعد عکس کتاب رو فرستاد که روی میز کارش بود. کپل جان فورا برام خریده بودش. این سورپرایزهاش منو کشته. جواهرات و سفرهای آنچنانی و ماشین و کادوهای گرون نیست ولی بیشتر از همه چیز منو خوشحال میکنه.

حس میکنم یکی رو دارم که میتونم با خیال راحت بهش تکیه کنم.

صبح میگفت دیشب خواب عجیبی دیده و وقتی خواسته توی خواب از جاش بلند بشه دیده که نمیتونه تکون بخوره. وقتی از خواب پریده دست و پاش یخ کرده بوده. میگفت نکنه سکته کردم!

کلی دعواش کردم و گفتم نخیر. خواب دیدی. گاهی توی خواب از این اتفاق ها میفته. سعی کردم خودمو بی خیال نشون بدم. ولی واقعا ترسیدم. شنبه باید زنگ بزنم دکتر قلبش و براش نوبت بگیرم که یه چکاپ بره.

****

دم نوش امروز: هل و گل سرخ و دارچین و بهارنارنج. عطر و طعمش مست کننده است. این دمنوش رو من بصورت آماده خریدم. شرکت مهر گیاه زده. فوق العاده است. 

نویسنده : بازدید : 7 تاريخ : شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 13:40
برچسب‌ها : پنجشنبه,نوشت,
اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها