
برنامه سپاسگزاری غزل جون برای من یکی شگفت انگیز بوده. اون از ماجرای دیروز اینم از امروز.امروز قرار بود عکس سه نفر از عزیزان رو چند مرتبه در روز ببینیم و به دلایلی که برامون عزیز هستند فکر کنیم و برای داشتنشون سپاسگزاری کنیم.من عکس مامان و همکلاسی دم دستم بود. امروز چندبار به عکسشون نگاه کردم. وقتی یاد حرفای دیشب مامان میافتادم که با نگرانی باهام حرف میزد ولی میخواست بهم دلگرمی بده، وقتی یاد مهربونیاش و فداکاری هایی که توی این سالها برای ما کرده افتادم، اختلافات این اواخر رو فراموش کردم و از خدا ...
ادامه مطلب