
توی صافی لیوان دم نوشم کمی چای خشک ریختم، یه مقدار گل سرخ، تکه ای چوب دارچین و کمی پودر زنجبیل. بعد آب جوش رو ریختم روش و دربش رو گذاشتم تا خوب دم بکشه. فقط حیف که بهارنارنج نداشتم تا بهش اضافه کنم. وقتی دم کشید نشستم روی مبل و غرق سکوت خونه ای شدم که ساعتی پیش تمیزش کرده بودم. پنجره ی سالن باز بود و نسیم اندکی پرده رو به رقص در میاورد. جرعه جرعه دم نوش رو نوشیدم و مزه و بوی دلنشینش رو در ذهنم ثبت کردم. هنوز آنتن م*اه*وا*ره نصب نشده و از اونجایی که من جز موزیک xa0و برنامه ی دورهمی به هیچ چیز دیگ...
ادامه مطلب
برنامه سپاسگزاری غزل جون برای من یکی شگفت انگیز بوده. اون از ماجرای دیروز اینم از امروز.امروز قرار بود عکس سه نفر از عزیزان رو چند مرتبه در روز ببینیم و به دلایلی که برامون عزیز هستند فکر کنیم و برای داشتنشون سپاسگزاری کنیم.من عکس مامان و همکلاسی دم دستم بود. امروز چندبار به عکسشون نگاه کردم. وقتی یاد حرفای دیشب مامان میافتادم که با نگرانی باهام حرف میزد ولی میخواست بهم دلگرمی بده، وقتی یاد مهربونیاش و فداکاری هایی که توی این سالها برای ما کرده افتادم، اختلافات این اواخر رو فراموش کردم و از خدا ...
ادامه مطلب