رافائل تنها

متن مرتبط با «حس خوبیه ببینی یه نفر» در سایت رافائل تنها نوشته شده است

تخلیه روانی.

  • نیلوبلاگ

    وقتی یه خونه رو تمیز می کنی و بعد یک&#...

    ادامه مطلب
  • چند توصیه

  • نیلوبلاگ

    سلام و صد سلام. رفتم جواب آزمایشم رو گرفتم و برگشتم. توی راه سری به داروخانه ها زدم برای کرم ضدآفتاب و فکر کردم خوبه که بر اساس کارو تجربه و اطلاعاتم، چندتا توصیه خدمت دوستان ارائه بدم. این روزها نه تنها خانمها که خیلی از آقایون به شدت دنبال راه کارهایی برای زیباسازی پوستشون هستند. من پزشک نیستم. اما طراح فرمول انواع کرم و شوینده ی پوست و شوینده های خونگی هستم. فرایند تولید این محصولات به این شکله که یکسری افراد که تحصیلات مرتبط با پزشکی، بیوشیمی، شیمی، داروسازی و گیاه شناسی دارند اطلاعاتشون رو تجمیع میکنند و بر اساس اطلاعات اونها شرکت های تولیدکننده مواد موثره ی شیمیایی و گیاهی، موادی رو میسازند که خواص مختلفی بر روی پوست و مو دارند. فرمولاتورها با استفاده از این مواد موثره و یکسری مواد پای...

    ادامه مطلب
  • هدیه های زندگی

  • نیلوبلاگ

    یه جورایی خوشحالم که در بیست سالگی ازدواج نکردم. چون با توجه به خانواده و جامعه و شرایط اون زمون، مطمئنم دوران نامزدی جزو سیاه ترین دوران زندگیم میشد. دخالت بزرگترها. نداشتن آزادی عمل. افکار سنتی، محدود کردن های بیخود و .... اجازه نمیدادند از دوران نامزدی لذت ببرم. همونطور که دخترخاله ی من از اون دوره خون گریه میکنه و از اون به بدترین دوران زندگیش یاد میکنه.اما حالا و در سی و هفت سالگی و با یک زند...

    ادامه مطلب
  • منم که حساس!

  • نیلوبلاگ

    دقیقا وقتی داشتم کیفم رو برمیداشتم تا از دفتر کارم خارج بشم یکی از همکاران دفتر تهران جمله ای در گروه تل*گرا*می شرکت نوشت با این مضمون که طی گفتگوی تلفنی با من، موضوعی رو به اطلاع من رسونده. پیغام فرستادم که من از موضوع بی اطلاع بودم ولی در اسرع وقت موضوع رو بررسی میکنم. با موبایلم تماس گرفت و تند و...

    ادامه مطلب
  • جهیزیه

  • نیلوبلاگ

    خوب جوونم براتون بگه که از صبح من یه لیست مختصر نوشتم از وسایل خونه که باید برای جهیزیه بخرم ( البته خیلی مختصر ) اونوقت همین چند قلم حسابی فکر منو درگیر کرده. خانم مسئول فنی هم همفکریهای خوبی میکنه. از صبح درگیر یخچال و گاز و جاروبرقی بودیم. اون یکی...

    ادامه مطلب
  • یه شب سیاه

  • نیلوبلاگ

    موضوع خواستگار خانم مسئول فنی منتفی شد. آقا ی داماد بسیار مشکوک، بسیار ضد و نقیضگو، بسیار مخفی کار و بسیار متوقع بودند.یاد حرف پدر خدابیامرز افتادم. با اینکه پدر خودش توی سن سی و هفت سالگی ازدواج کرده بود( البته به این دلیل که سال ها ایران نبود و با عقاید خاصی که داشت دوست نداشت زمانی که خارج از ایران هست ازدواج کنه) با این حال همیشه میگفت: مردی که بالای چهل سالگی بخواد ازدواج کنه و تا اون سن...

    ادامه مطلب
  • حسودی که هرگز.....

  • نیلوبلاگ

    جدیدا احساس میکنم حسود شدم. از بعضی از احساسات و برخوردهای خودم اصلا راضی نیستم. مثلا گاهی به شرایط کسی حسادت میکنم. نه اینکه از این ناراحت باشم که اون شخص چنین موقعیتی داره. نه. از این ناراحتم که چرا خودم چنین شرایطی ندارم.یا دوست دارم بعضی چیزهای خاص فقط برای خودم باشه. بعضی لحظه های خاص. بعضی آدم...

    ادامه مطلب
  • اونقدر بخند که ابرها ببارند، مقصد جاییه که غمها نباشند

  • نیلوبلاگ

    این روزا دائم به متن این ترانه فکر میکنم و با خودم میگم: اونقدر بخند که اشکهات جاری بشه.وقتی رفته بودم شمال، یه سری هم به عموم زدم. حالش چندان خوب نبود. بیماری آلزایمرش پیشرفت کرده و دیگه هیچ کس رو نمیشناسه و حرف هم نمیزنه. بدجور دلم گرفته. با خودم فکر میکنم این آخر و عاقبت اکثر هم نسل های منه. گاهی فکر میکنم اگر من در چنین شرایطی قرار بگیرم کی میخواد بهم رسیدگی کنه. برای عموم غصه میخورم. نمیدونم اون چه برداشتی از محیط اطرافش داره. اما برای ما که دیدن این حالش خیلی دردناکه. خدا خودش شفاش بده.***با خودم تصمیم گرفتم که گوشی بازیم رو کم کنم. امیدوارم بتونم.*** نمیدونم چی میشه ولی یه تیکه از قلبم تو شرکت قبلی(شرکت همکلاسی) جامونده و احساسم بهم میگه یه روز برمیگردم به اونجا.*** بازم هوا...

    ادامه مطلب
  • گریه وار

  • نیلوبلاگ

    غم این روزها تمومی نداره.یک هفته است که غمگینم. حال روحم خرابه. پلاسکو. کارگرای خودمون. همکارم که دیروز حالش بد شده و بردنش بیمارستان. دختر دوست مامان که سرطان معده گرفته و من تازه دیشب خبردار شدم. وضعیت کار برادرجان که همین چندلحظه پیش میگفت زیاد جالب نیست. وضعیت کار خودم. وضعیت کار همکلاسی و زندگیمون......امروز روز سختی بود. از صبح تا آخر وقت به شنیدن درد دل کارگرها و ناراحتیهاشون گذشت. غروب حالم خیلی خراب شده بود. رفتم و بی هدف تو خیابونها قدم زدم و اجازه دادم باد به صورتم سیلی بزنه تا حالم بهتر بشه. برگشتم خونه، همکلاسی با ذوق زنگ زد و گفت فردا داره با همکارش میاد اینجا و بعد از ظهر میاد پیشم. زدم زیر گریه و گفتم نیاد. گفتم حالم خوب نیست و به علت پاره ای مسائل که خودش میدونست ازش خواستم ...

    ادامه مطلب
  • یه روز خوب

  • نیلوبلاگ

    یه روز فوق العاده.صبح با مامان و خواهرک رفتیم خونه داداش. زن داداش و خواهرش و برادرزاده جان بودند. برای برادرزاده جان تولد گرفتیم. براش بادکنک خریده بودم. اولی سوراخ بود. دومی حین بادکردن توسط خواهرک ترکید و سومی بالاخره باد شد. چه ذوقی میکرد. با اینکه مادر و دختر سرماخورده بودند ولی از اینکه رفته بودیم اونجا کلی ذوق کردند. مادر برای فسقلی یه کاپشن خریده بود که با دیدنش کلی ذوق کرد. خواهرک براش شن جادویی خریده بود. کلی باهاش بازی کردیم. یه سفره پهن کردیم و عمه ها و خاله و فسقلی با هم نشستیم به بازی کردن. من هم براش یه جعبه چوبی موزیکال جواهرات با طرح کیتی خریده بودم و یه جور بازی فکری که کارتی بود. بعد از شن بازی، کلی کارت بازی کردیم و خندیدیم. برادرزاده جان میگه وقتی بزرگ شد میخواد مهندس بش...

    ادامه مطلب
  • یهویی یه عالمه مورچه....

  • نیلوبلاگ

    زنگ زده میگه: یه پیام برات میفرستم، فورا جوابشو بفرست.میگم: باشه. استرس پیدا کردم.پیامش میاد. باز میکنم و با استرس میخونم:دور کمرت چنده؟خنده ام میگیره. آخه من که متر همراهم نیست.کلی توضیح براش مینویسم. میگه: حدودی بگو. سایز شلوارتو بگو.میگم: شلوارام همیشه دو سایز بزرگتره. (به خاطر شکم دردهایی که دچارش میشم، نمیتونم شلوار کیپ بپوشم.)حدودی براش مینویسم.بعد هم مینویسم: ولخرجی نکن عزیزم.اما ته ته ماجرا یه عالمه مورچه است که دارند تو وجودم رژه میرند. و یه حس خوب عاشقانه که دلمو گرم کرده. عاشق این یهویی های غافلگیرانه ش هستم....

    ادامه مطلب
  • حس خوبیه ببینی یه نفر واسه ی انتخاب تو مصممه.....

  • نیلوبلاگ

    شنیدن  ترانه های شاد واقعا میتونه حال خراب آدمو آباد کنه.مامای عزیزم یادم رفته بود تو سرشار از موسیقی و رنگ و نوری و برای اینکه بخوام آغوشتو حس کنم، کافیه کمی موسیقی گوش کنم و کمی رنگ بازی کنم. چرا خیلی وقته نقاشی نمیکشم؟ شاید برا همینه که ازت دور شدم. باید دوباره دست به قلم بشم.مامای عزیز:من وقتی فقط کنارتممن وقتی که بی قرارتمحالم حال خوبیه.......

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    حس خوبیه ببینی یه نفر |