
اینجایی که من کار میکنم چندتا ویژگی تاپ داره! ۱: هرچقدر بیشتر احترام بگذاری، بیشتر با بی ادبی ورفتار نامحترمانه دیگران مواجه میشی. هیچ فرقی هم نمیکنه راننده سرویس باشه، آشپز باشه یا مدیر بالادستی! ۲:...
ادامه مطلب
نشستم دارم دورهمی تماشا میکنم. برنامه درمورد بی پولی و پولداریه. یعنی اگر در این مورد مهران مدیری یه سریال دو هزار قسمتی هم بسازه بازم کمه. کی میگه پول بده؟ من میگم پول خوبه. ولی مثل هر چیز دیگه ای پولِ بد، بده. پولی که از راه درست بدست بیاد خوبه. اما پولِ بد خودش باعث هزار مشکله. خیلی از مسائل با...
ادامه مطلب
جوون که بودم، نه ببخشید جوون تر که بودم، از مردها فراری بودم. یعنی کلا از مردها خوشم نمیومد. هر کسی که بهم ابراز علاقه میکرد یه جورایی ازش فرار میکردم. اصلا دوست نداشتم کسی بهم بگه دوستم داره. اما دنیا به دوست داشتن و نداشتن من کاری نداشت. اولین تجربه ام مربوط میشه به پسر همکار بابا که تقریبا با ه...
ادامه مطلب
چرا مشکلاتت رو از من پنهون میکنی؟ من با این حس ششم لعنتی میفهمم که داری چیزی رو ازم پنهون میکنی و بعد هزار جور فکر و خیال بی خود میاد توی ذهنم. عزیزکم غمهاتو با من قسمت کن. باور کن با دیدن مشکلات فراری نمیشم. تنها چیزی که منو فراری میکنه، ناآگاهی و فکرهای بیخود و تردیده. کپل جانم، عزیز دلم، عشقم، او...
ادامه مطلب
امروز عالی بود.خدارو صد هزاران بار سپاس.همکلاسی اومد ترمینال دنبالم و با هم رفتیم نمایشگاه. خیلی خوب بود. دوستان قدیم این صنعت رو دیدم و با بسیاری از دوستان همکلاسی آشنا شدم. همکلاسی توی این صنعت با خیلی ها دوست و آشناست و همین باعث میشه نوع برخورد بقیه هم با من فرق کنه. مخصوصا که همه جا منو به عنوان همسرش معرفی میکرد. (همسر واقعا واژه فوق العاده ایه)دوست سوئیسیِ همکلاسی خیلی باحال بود. از هم...
ادامه مطلب
پریشب، شب سختی بود. هم خودم خسته بودم و هم بارون و طوفان شب رو دلگیرتر کرده بود. ساعت دو و نیم شب از صدای چیک و چیک بیدار شدم. اول فکر کردم صدای ضربه های بارون روی شیشه ی پنجره است. بعد که دقت کردم دیدم صدای متفاوتیه. از تخت اومدم پایین و چراغ اتاق رو روشن کردم. از لبه ی پنجره آب چیکه میکرد روی موکت اتاق. مثل برق پریدم و رفتم سطل و دستمال آوردم و شروع کردم پاک کردن آب بارونی که از لای درز پنجره و ...
ادامه مطلب
سلام دوستان. با نت گوشی درخدمتتون هستم. امیدوارم خوب باشید.صبح سرد و لرزونکی شما به خیر.دو روزه که دماغ بنده چک و چک میکنه و دائم عطسه میزنم و همش لرز دارم. خوب اینها نشانه ی چیست؟ سرماخوردگی؟ نهههه!!!!!امروز حسابی سرم شلوغه ، ان شاءالله بعد از ساعت کاری درخدمتتون هستم.فعلا روزتون خوش....
ادامه مطلب
چقدر خوبه که تو هستی. چقدر خوبه که اگه دوری و نمیتونی الان بغلم کنی و بهم آرامش بدی، ولی میتونم با خیال راحت با یه بغض گنده باهات حرف بزنم و با خیال راحت بهت بگم که مدیر کارخونه زنگ زد و گفت به کارگرا بگم که تا آخر ماه نباید بیان سر کار. گفت معلوم نیست برای ماه بعد باهاشون قرارداد ببندند و گفت ما هم میتونیم بریم مرخصی.خوشحالم که تو هستی که وقتی برات تعریف کردم، دلداریم دادی و گفتی نگران نباش همه چیز درست میشه. گفتی اولا موقعیت تو اونجا اونقدر پیش پا افتاده نیست که به این راحتی بی خیالت بشن و ثانیا اگر هم اینجور باشه دوباره کار پیدا میکنی.من بغضو اشک میریختم و تو میگفتی: نهایتش اینه که میریم با هم رستوران باز میکنیم.خوشحالم که تو هستی. خوشحالم که تو رو دارم. خوشحالم که میتونم با خیال را...
ادامه مطلب
صبح سوار تاکسی که شدم راننده پرسید: خانم شاغلید؟گفتم: بله.و این شد دلیل شنیدن یک مشت اراجیف بی سر و ته.راننده گفت: وای خواهر من ، این وقت صبح برای چی باید بری سر کار؟ این خانواده ها وقتی میروند خواستگاری یک مشت دروغ میگویند و باعث میشوند که خانمها اسیر بشوند. من مطمئنم هیچ زنی دوست نداره بره سر کار. خانم همسرتون هم کار میکنه؟من: بله.راننده: چه کاره است؟من: آقا دوست ندارم در مورد این مسائل صحبت کنید.راننده: خانم حرف گوش بده. چرا تا یه حرفی میشنوید فکر میکنید مردها بهتون نظر دارند. من خودم رشته ام مشاوره است(درحالیکه مشخص بود اصلا سواد درست و حسابی نداره و خیلی از لغات رو اشتباه به کار میبرد) تو الان میای سر کار بعد بچه ات باید تنها بمونه. معلوم نیست بعدا گرفتار چه مسائلی میشه. یه دختر شانزده...
ادامه مطلب
آخه چه معنی میده که خودتو پیچونده باشی تو لحاف و تازه رختخوابت گرم شده باشه و بعد ناگهان صدای زنگ در خونه بیاد و با رخوت از زیر لحاف بیای بیرون و لبه تخت بشینی تا توی تاریکی، کورمال کورمال روفرشیهاتو پیدا کنی و بپوشی و همونطور نرم نرمک بری سمت آیفون و بپرسی کیه؟ بعد صدای یه خانمی از اون طرف بگه: سلام خانم. ببخشید من همسایه واحد دو هستم میشه درب و باز کنید، کلیدم رو جا گذاشتم.اونوقت تو در حالیکه داری تو دلت غر میزنی که الهی مرده شور هرچی آدم خسیس و مردم آزار رو ببره دکمه آیفون رو فشار بدی و برگردی تو رختخوابت و با خودت بگی: طی دوسال گذشته که این همسایه های واحد دو مستاجر اینجا شدند چند بار کله سحر یا نصفه شب از خواب بیدارت کردند که در رو براشون باز کنی و زن و شوهر به خودشون زحمت ندادند که از ...
ادامه مطلب
ساعت نزدیک یازده بود و تازه چشام گرم شده بود. صدای زنگ در اومد. با خودم گفتم: باز هم یک نفر زنگ را به جای کلید چراغ راهرو فشار داده. دوباره صدای زنگ اومد. تعجب کردم. تن خسته ام را که به شدت توی لحاف پیچیده بودم، به سختی کشیدم بیرون و رفتم پشت درب خونه و از توی چشمی نگاه کردم. مردی پشت در بود. راستش کمی ترسیدم. پرسیدم: کیه؟ جواب داد: ببخشید من همسایه تون هستم یه سوالی دارم. نگاهی به در باز خونه روبه رویی انداختم و درب خانه را باز کردم و گفتم: بله بفرمایید. امرتون؟گفت: ببخشیدا . این همسایه بغلی هامون نبودند. زنگ شما رو زدم.(روبه روی واحد من دو تا خانه تک خوابه کنار به کنار همدیگر دقیقا شبیه یخچال فریزرهای ساید بای ساید وجود داره که این آقا ساکن یکی از اون واحد هاست) د*ی*ش شما هم قطع شده؟...
ادامه مطلب