
صبح که بیدار شدم، تمام بدنم بی حس بود. از درون میلرزیدم. باید فرش ها رو جمع میکردم. از قالیشویی خواسته بودم که بیان و فرش ها رو ببرن برا شستن. با زانوهایی که میلرزید فرش ها رو جارو کرده و جمع کردم. اومدم دنبال عینکم. روی شیشه های عینک لکه لکه جای اشکهای دیشب باقی مونده بود. با دستمال مرطوب پاک نشد....
ادامه مطلب
آبگینه جان خواسته بودند یه پست بذارم در مورد چین و چروک دور چشم و نحوه ی برطرف کردن اونها. اول بگم که چین و چروک دور چشم بسیار بسیار به ممیک چهره و نوع پوست و ژنتیک فرد ربط داره. برخی ها به دلیل داشتن پوست خشک و زندگی در محیط هایی که آب و هوای سرد و خشک داره، پوستشون بیشتر در معرض ایجاد چروکه. برخ...
ادامه مطلب
از دیروز مدام دارم شبکه ی خبر رو رصد میکنم ببینم خبر جدیدی از گرفتارشدگان در ساختمان پلاسکو میشنوم یا نه. الان که ساعت هشت و ربع صبح جمعه است، هنوز نتونستن راهی به طبقات زیرزمینی پیدا کنند. در اینس*تاگرام خوندم که تعدادی از آتشنشان ها در موتورخانه ی پلاسکو گیرافتادند و تونستن از اونجا با موبایل به همکارانشون پیام بدن. ولی هیچ پایگاه خبری موثقی این خبر رو تاکید نکرده. تا الان دو تا تونل از ساختمونهای مجاور حفر کردند ولی نتونستند راهی پیدا کنند. پ.ن. یه عده میگن چراسازمان آتشنشانی که ادعا داره بیش از ده بار به مالکان واحدهای تولیدی اخطار داده، رسما جلوی کار این واحدها رو نگرفته و ساختمان رو پلمپ نکرده.عزیزان من ، سازمان آشنشانی یه ارگان بازرسی کننده است و اجازه نداره راسا در این زمی...
ادامه مطلب
تا حالا شده خودتون، خودتون رو چشم بزنید. برا من زیاد اتفاق افتاده. مثلا همین دیروز. پای تلفن به مامان میگم خداروشکر از وقتی پودر سنجد میخورم، زانو دردم بهتر شده. بعد رفتم خرید و برگشتم. و شب از زانو درد نمیتونستم بخوابم. باور کنید برای دیگران چشم شوری ندارم ولی برای خودمپ.ن. هوا هوای خوابیدنه...
ادامه مطلب
یکی از همکارها دیروز آمده بود اینجا غرغر.گویا صبح برگه مرخصی مینویسد و میبرد برای مدیر و مدیر که درحال خوردن صبحانه بوده به او میگوید برای پیک نیک آمده ای؟ خانم خیلی ناراحت میشود. به تندی پاسخ میدهد: خیر و در اتاق مدیر را به هم کوبیده و خارج میشود. آمده بود اتاق من و در حالی که بغض داشت میگفت: من اومدم پیک نیک یا خودشون که سفره پهن کردند و دارند صبحانه میخورند؟دلداریش دادم و گفتم: کار تو هم اشتباه بود. نمیبایست تند برخورد میکردی.صبح که از سرویس پیاده شدیم خانم همکار رو به ما گفت: به پیک نیک خوش آمدید.دلم برای او و برای خودم و تمام کسانی که مثل ما نمیتوانند رنجش ها را زود فراموش کنند، سوخت. مردها اکثرا در این مورد شرایطشان بهتر است. شاید چون طرف حسابشان هم جنس خودشان است و از حرف هایی که به ...
ادامه مطلب