جان من است او.....
-
تاریخ: 1395/9/18 ساعت: 10:46
یعنی من کی اینقدر وابسته ات شدم که توی میدون فردوسی وقتی منو سوار ماشین کردی تا برم خونه خاله، و خودت برگشتی شرکت که به کارهات برسی، من تا نصف راه مثل بچه ها شر شر اشک بریزم ! چرا تو اینقدر خوبی که من هر بار میام در مورد شرایطمون عاقلانه و منطقی فکر کنم و تصمیم بگیرم، دلم بهم اجازه نده . اونقدر خوبی...
1-2-3
-
تاریخ: 1395/9/18 ساعت: 10:46
سلام دوستای گلم. در یک تصمیم گیری ضرب العجلی، صبح با سرویس تهران، برگشتم به کارخانه و الان سر کار هستم.چرا؟چون نمیشه که تهران باشی و نتونی اونی که دوستش داری و ببینی چون بسیار بسیار سرش شلوغه، از یک طرف جا به جایی دفتر مرکزی شرکتشون، از طرف دیگه قضایای مربوط به وکیل و دعواهای شرکا، از سمت دیگر مهاجر...
مخور غم گذشته .....
-
تاریخ: 1395/9/18 ساعت: 10:46
یعنی شونه به شونه با هم راه برید، توی ماشین کنار هم بشینید و دستتون توی دست هم باشه، با هم برید بیرون ناهار بخورید و بعد هم با هم برید جلسه کاری و ایشون همه جا با اشاره به شما بگند: (خانمم نمیدونم شاید هم گفت همسرم کلا مست شده بودم) و از یک طرف قند توی دلتون آب بشه و از طرف دیگه حرصتون درآد و تازه د...
هیچگاه به امید کار برای مدیری خوب نباشید
-
تاریخ: 1395/9/18 ساعت: 10:46
دیروز به حدی سرم شلوغ بود که فرصت نکردم حتی به اینجا سر بزنم. اونوقت شب موقع خواب دیدم مدیر برام در جواب متنی که براش تو تل*گر*ام فرستادم گفته که درست نیست از زمان کاری برای ارسال این مطالب استفاده کنید. تلگ*رامم رو چک کردمو دیدم پیامی که سه روز قبل و زمانی که تهران بودم براش ارسال کردم رو تازه دیده...
تبریک
-
تاریخ: 1395/9/18 ساعت: 10:46
من خیلی خوشحالم که هیلاری کلینتون رئیس جمهور امریکا نشد. چرا؟چون اصلا دوست نداشتم یکی از همجنسانم تبدیل بشه به مترسک سر جالیز و یا عروسک سر صحنه تئاتر.من مطمئنم حتی در اونجا هم زنان صرفا وسیله ای ابزاری هستند ، اصلا یک زن برای تثبیت خودش به جامعه باید دها برابر یک مرد کار کنه، تحقیر بشه، مورد ظلم و ...
غمگینم
-
تاریخ: 1395/9/18 ساعت: 10:46
هزارتا حرف توی دلم هست که نمیدونم کدوم رو باید بگم. اصلا هم دلم نمیخواد شما رو ناراحت کنم. این روزا کلا کمی پکرم. خوب چیه مگه؟ منم دلم نی نی میخواد.همکلاسی خبیث بدجور دلمو به درد میاره. هیچ اهمیتی به این خواسته من نمیده. کلا بچه دوست نداره. همسر سابقش هم به زور مجبورش کرده که بچه دار بشه. هروقت حرف ...
عاشقانه ولی دلگیرانه
-
تاریخ: 1395/9/18 ساعت: 10:46
بدون اینکه دلیل ذهنیمو براش توضیح بدم، میگم: بیا یه مدت با هم حرف نزنیم.میگه: ببین من الان گشنه ام. از صبح چیزی نخوردم. مغزم کار نمیکنه. تو دیگه له ام نکن.میگم: آخه چه فرقی برات میکنه. ما که همو نمیبینیم. میگه: همین که صداتو میشنوم برام کافیه.میگم : شنیدن صدای خسته و کسل و پکر من چه نفعی برات داره؟ ...
داستان خنده دار هفته
-
تاریخ: 1395/9/18 ساعت: 10:45
صبح سوار تاکسی که شدم راننده پرسید: خانم شاغلید؟گفتم: بله.و این شد دلیل شنیدن یک مشت اراجیف بی سر و ته.راننده گفت: وای خواهر من ، این وقت صبح برای چی باید بری سر کار؟ این خانواده ها وقتی میروند خواستگاری یک مشت دروغ میگویند و باعث میشوند که خانمها اسیر بشوند. من مطمئنم هیچ زنی دوست نداره بره سر کار....
سرماخوردگی خر است.
-
تاریخ: 1395/9/18 ساعت: 10:45
چنان سرماخورده ام که توان حرکت کردن ندارم. یک هیات بازدید کننده فرنگی دیروز برای بازدید آمده بودند و من آنقدر خسته شدم که زانو دردم دوباره برگشت. امروز هم هیات دیگری از ترکیه آمده اند و من حتی از جایم تکان هم نخورده ام. در این شرکت انگیزه درست و حسابی برای کار کردن و خودی نشان دادن ندارم. چه فایده ...
فکر کنم شیر فلکه دماغم خراب شده
-
تاریخ: 1395/9/18 ساعت: 10:45
وقتی داشتم میرفتم تهران اونقدر نگران سرماخوردگی و روزهای هورمونی بودم که پیش درمانی میکردم برا سرماخوردگی و استرس داشتم از روزهای هورمونی. بالاخره هم نه سرما خوردم و نه دچار وضعیت حاد ماهانه شدم. اما، اما جونم براتون بگه که از فردای روزی که برگشتم اول وضیت حاد شد و بعد هم که از شنبه سرماخوردم در حد ...
دوستان خوب بهترین زیورآلات زندگی هستند.
-
تاریخ: 1395/9/18 ساعت: 10:45
قرار بود فردا برم شمال دیدن مامان. اما با این حال نزارم وقتی دیشب مامان اینا صدامو شنیدن گفتند نیا. رفت و آمد و دو هوا شدن حالتو بدتر میکنه. منم تصمیم گرفتم که نرم و بمونم خونه.خیلی خسته ام. تمام بدنم کوفته است و بی حالم.خواهر همکلاسی فردا پرواز داره و همکلاسی سرش خیلی شلوغه.فرزانه جون دیشب اومد دی...
نارنگی و گلابی
-
تاریخ: 1395/9/18 ساعت: 10:45
حالم بسیار بسیار خراب است و در این وضعیت دوستان از گل بهترم دائما جویای احوالم هستند. هستی و همسرش، فرزانه جان و همکلاسی.غروب همکلاسی به شماره مخصوصش زنگ زده بود و در حال صحبت بود که همسر هستی به شماره عمومی ام زنگ زد . من هم همزمان با دو گوشی تلفن مشغول صحبت شدم:همکلاسی: کیه؟من: آقای م.آقای م: سلا...
صبح بخیر ای فردای دیروز
-
تاریخ: 1395/9/18 ساعت: 10:45
یه عالمه ابر اومده تو آسمون و هوا بسیار بسیار دلگیر شده. دلم برای مادر و خواهرک تنگ شده. دلم برای برادرزاده جان هم تنگ شده.. گاهی فکر میکنم اگر مهاجرت کرده بودم و خارج از ایران زندگی میکردم شرایطم بهتر بود.کاری که مرخصی نداشته باشد، کار نیست. بردگی است..خواهر همکلاسی ساعت نه صبح پرواز داره. دلم براش...
افکار صبح جمعه ای
-
تاریخ: 1395/9/18 ساعت: 10:45
اینکه آدم بفهمه از زندگی چی میخواد، از خودش چه توقعی داره، برای چه هدفی داره زندگی میکنه، منظورش از دوست داشتن دیگران چیه و خلاصه اینکه درک درستی از جزء جزء زندگی خودش داشته باشه، خیلی سخت اما خیلی ضروریه.فکر میکنم نباید خیلی سریع و بدون فکر کردن وارد دانشگاه شد. باید تو سن پایین ازدواج کرد. یعنی ت...
از این خبرا نیست....
-
تاریخ: 1395/9/18 ساعت: 10:45
روز جمعه ی خودت رو با افکار منفی برای خودت تبدیل کنی به شکنجه گاه. اونوقت غروب جمعه فقط با شنیدن صداش و گفتن یک جمله ناگهان حالت از این رو به اون رو بشه.بهم گفت: اگه فکر کردی من دست از سرت برمیدارم و ولت میکنم، خیال کردی. از این خبرا نیست.یعنی هزارتا دوستت دارم و فدات بشم و عشقم و عمرم به اندازه این...
موفقیت
-
تاریخ: 1395/9/18 ساعت: 10:45
بالاخره بعد از دو هفته عذاب و اعصاب خردکنی و یک هفته اخم و بداخلاقی و تحمل هزارتا فکر و خیال منفی، تونستم برای سه شنبه 9 آذر از مدیرم مرخصی بگیرم. داره بهم یاد میده چجوری برای خواسته قلبیم باید مبارزه کنم. خیلی وقته از بودن در صحنه و جنگیدن دست کشیدم. شاید خدا منو فرستاده اینجا تا دوباره روح جنگنده ...
مزاحم!!!!!!
-
تاریخ: 1395/9/18 ساعت: 10:45
آخه چه معنی میده که خودتو پیچونده باشی تو لحاف و تازه رختخوابت گرم شده باشه و بعد ناگهان صدای زنگ در خونه بیاد و با رخوت از زیر لحاف بیای بیرون و لبه تخت بشینی تا توی تاریکی، کورمال کورمال روفرشیهاتو پیدا کنی و بپوشی و همونطور نرم نرمک بری سمت آیفون و بپرسی کیه؟ بعد صدای یه خانمی از اون طرف بگه: سلا...
لباس
-
تاریخ: 1395/9/18 ساعت: 10:45
چند وقتی هست که دوست دارم از لباس هایم بنویسم.از بچگی مادرم تاکید داشت که لباس های ما بسته به شرایط مکانی و زمانی باید متغیر باشد. یعنی لباسی که مثلا برای بیرون خونه بود، داخل خونه نمیپوشیدیم یا لباسی که شب برای خواب میپوشیدیم با لباس روز فرق میکرد. به همین منوال الان هم مثلا بلوزی که روزها زیر مان...
جوراب
-
تاریخ: 1395/9/18 ساعت: 10:45
از جوراب هایم بریتان بگویم. جوراب های من دسته بندی مشخصی دارند:1- جوراب های تابستانی و نازک که خودشان تقسیم میشوند به: جوراب های بلند و کوتاه. رنگی یا رنگ پا. کف دار یا ساده. شیشه ای یا پارزین و ....2- جوراب های ضخیماین دسته شامل موارد زیر هستند: 1- جوراب های مخصوص کفش 2- جوراب های مخصوص کتانی( کتو...
برف و استرس
-
تاریخ: 1395/9/18 ساعت: 10:45
در چند سال اخیر برف های سهمگینی تو شمال (گیلان) باریده و از اونجایی که شهر مادری بارش باران زیادی داره، وقتی تبدیل میشه به برف واقعا هولناکه. در مدت یک شب تا صبح ناگهان بیش از یک متر برف میباره و چون سقف خونه ها چوبی و شییروانی یا ایرانت هستند احتمال اینکه در برابر سنگینی برف طاقت نیاورند و فرو ریزن...